چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ | ۱۰:۰۳ ۶ بازديد
هیچ خطری ندارد: زمین در تمام قسمتها پوشیده از جنگل انبوه است. حدود یک و نیم مایل به روح دعا سمت شمال ساحل شنی که ترک کرده بودیم، یک دهانه دیگر، گستردهتر، قرار دارد؛ و یک مایل دورتر، دهانه قابل توجهی در سرزمین اصلی، حدود نیم مایل عرض، خود را نشان داد که در دهانه آن شیاطین دو جزیره کوچک با درختان انبوه وجود داشت که...» ما کشتی را هدایت طلسمات کردیم تا مطمئن شویم که آیا بندری وجود دارد یا خیر. عمق طلسم آب در دهانه آن از حرز بانه سی و هشت تا سی و چهار فاتوم بود؛
اما پستی نسبی سواحل در انتهای جنوب غربی آن و ظاهر دو ساحل شنی، ما را بر آن داشت که انتظار عمق متوسطی را در داخل داشته باشیم. همچنان که پیش دعانویس میرفتیم، دین یک رگه سفید بلند روی آب شماره ملا مشاهده شد و از فرشتگان بالای دکل به عنوان یک کم عمق گزارش شد؛ اما خیلی زود مشخص شد که کفی است که توسط جزر و مد به پایین آورده شده است و ما از لنگر انداختن ابجد در شانزده فاتوم بر روی کف شنی، در یک بندر بسیار عالی، که کلیسا آن ابطال کردن جادو پیشینه تاریخی را بندر اوتوی نامیدیم،
به شیطانی عنوان ادای احترام به فرمانده کل ایستگاه آمریکای جنوبی، دریاسالار سر رابرت والر اوتوی، KCB، لذت بردیم. در اینجا نقصی در دفتر خاطرات کاپیتان استوکس وجود دارد رمل که دفتر خاطرات بیگل به سختی آن تعویذ را جبران میکند. از 30 علوم غریبه آوریل تا{170}نهم ماه مه، هوای طوفانی متوالی، همراه دعانویس مقدس با باران تقریباً بیوقفه و شدید، مانع از حرکت کشتی شد؛ اما از یک نظر، این امر سودمند بود، زیرا به خدمه خسته کشتی فرصت مناسبی برای استراحت داد و کاپیتان استوکس را مجبور به استراحت کوتاهی کرد، چیزی که او بسیار به آن نیاز داشت؛
اما از دادن آن اجنه غیر مسلمان پشیمان شد و دعانویس با اکراه بسیار به آن تن داد. او در ادامهی یادداشتهای خود در تاریخ ۹ مه مینویسد: «از جمله مزایایی که این بندر تحسینبرانگیز جادوگر برای کشتیرانی ارائه میدهد، به نظر میرسد علوم غریبه که یکی از مزایای اصلی، رشد غنی چوبهای تنومند و خوشفرم است که سواحل آن، حتی تا حاشیهی دریا، به خوبی با آن تجهیز شدهاند و از آن میتوان برای ساخت تیرهای چوبی به اندازهی کافی قدیس بزرگ استفاده کرد تا نسخ خطی جایگزین دکل، بادبان بالایی یا حتی تیرهای پایینی شود. برای اینکه کیفیت چوب را بررسی کنم،
اگر جادو سیاه در مواقع اضطراری، از آن در حالت خام استفاده شماره ملا شود، نجار و خدمهاش را فرستادم تا دو تیر برای دکل و تیرک چوبی برش دهند. تیرهایی که آنها به کشتی آوردند از چوب راش بودند؛ مریوان قطر بزرگتر سیزده اینچ و طول سی فوت طلسم بود. «در روز دهم، با بهبود هوا، کشتی بیگل به ابتدای خلیج، به لنگرگاهی در هاپنر ساوند منتقل شد و در روز یازدهم من به همراه لیوت. اسکایرینگ رفتیم تا دهانهای را که در آن لنگر انداخته بودیم، بررسی کنیم.» «در هر طرف کوهبنان آن خلیجهایی یافتیم، چنان کاملاً محفوظ و با
ذخایر بیپایان آب شیرین و سوخت، که از نبودشان در بخشی از جهان که چنین مزایایی میتوانست برای ناوبری مفید باشد، تاسف خوردیم. عمق آب در میانه کانال عموماً چهل رمال فاتوم بود؛ در خلیجها یا خلیجها، از شانزده تا بیست و پنج فاتوم متغیر بود و همیشه کف آن شنی بود. تعداد زیادی فک توسل مویی، دستههایی از گرازهای دریایی و پرندگان از انواع معمول را فرشتگان به تعداد قابل توجهی دیدیم. در چندین نقطه از سواحل، بخشهایی متون کهن از اسکلت نهنگها وجود داشت؛ اما در هیچ کجا حیوان چهارپایی یا کوچکترین اثری از سکونت انسان ندیدیم. لطافت غیرمعمول
صبح، نرمی آب و نزدیکی کوههای بلند مجاور، که تقریباً تا قلههایشان با انبوهی نماز خواندن از شاخ و برگ پوشیده شده بودند، با هر ...{۱۷۱}برگ در حال استراحت، همراه با سکون اطراف، حال و هوای آرامش بینظیری دعا به صحنه میداد. به انتهای خلیج رسیدیم که حدود شش مایل از دهانه آن فاصله داشت؛ و با این فکر که ساحل داخلی یک تنگه کوچک است، کنجکاوی ما را بر آن داشت تا تلاش کنیم کافر ساحل بیرونی آن را ببینیم: بنابراین قایق جوزم را محکم کردیم و به همراه جادو پنج نفر از خدمه قایق، با تبر و چاقو برای
باز کردن راه و علامتگذاری درختان برای راهنمایی ما در مسیر بازگشت، به درون حاجت گرفتن جنگل شیرجه زدیم که به دلیل رشد درهمتنیده و ارواح موانع ایجاد شیطان شده توسط تنهها و شاخههای درختان افتاده، به سختی قابل نفوذ بود. «تنها راهنمای ما، نگاهی
اما پستی نسبی سواحل در انتهای جنوب غربی آن و ظاهر دو ساحل شنی، ما را بر آن داشت که انتظار عمق متوسطی را در داخل داشته باشیم. همچنان که پیش دعانویس میرفتیم، دین یک رگه سفید بلند روی آب شماره ملا مشاهده شد و از فرشتگان بالای دکل به عنوان یک کم عمق گزارش شد؛ اما خیلی زود مشخص شد که کفی است که توسط جزر و مد به پایین آورده شده است و ما از لنگر انداختن ابجد در شانزده فاتوم بر روی کف شنی، در یک بندر بسیار عالی، که کلیسا آن ابطال کردن جادو پیشینه تاریخی را بندر اوتوی نامیدیم،
به شیطانی عنوان ادای احترام به فرمانده کل ایستگاه آمریکای جنوبی، دریاسالار سر رابرت والر اوتوی، KCB، لذت بردیم. در اینجا نقصی در دفتر خاطرات کاپیتان استوکس وجود دارد رمل که دفتر خاطرات بیگل به سختی آن تعویذ را جبران میکند. از 30 علوم غریبه آوریل تا{170}نهم ماه مه، هوای طوفانی متوالی، همراه دعانویس مقدس با باران تقریباً بیوقفه و شدید، مانع از حرکت کشتی شد؛ اما از یک نظر، این امر سودمند بود، زیرا به خدمه خسته کشتی فرصت مناسبی برای استراحت داد و کاپیتان استوکس را مجبور به استراحت کوتاهی کرد، چیزی که او بسیار به آن نیاز داشت؛
اما از دادن آن اجنه غیر مسلمان پشیمان شد و دعانویس با اکراه بسیار به آن تن داد. او در ادامهی یادداشتهای خود در تاریخ ۹ مه مینویسد: «از جمله مزایایی که این بندر تحسینبرانگیز جادوگر برای کشتیرانی ارائه میدهد، به نظر میرسد علوم غریبه که یکی از مزایای اصلی، رشد غنی چوبهای تنومند و خوشفرم است که سواحل آن، حتی تا حاشیهی دریا، به خوبی با آن تجهیز شدهاند و از آن میتوان برای ساخت تیرهای چوبی به اندازهی کافی قدیس بزرگ استفاده کرد تا نسخ خطی جایگزین دکل، بادبان بالایی یا حتی تیرهای پایینی شود. برای اینکه کیفیت چوب را بررسی کنم،
اگر جادو سیاه در مواقع اضطراری، از آن در حالت خام استفاده شماره ملا شود، نجار و خدمهاش را فرستادم تا دو تیر برای دکل و تیرک چوبی برش دهند. تیرهایی که آنها به کشتی آوردند از چوب راش بودند؛ مریوان قطر بزرگتر سیزده اینچ و طول سی فوت طلسم بود. «در روز دهم، با بهبود هوا، کشتی بیگل به ابتدای خلیج، به لنگرگاهی در هاپنر ساوند منتقل شد و در روز یازدهم من به همراه لیوت. اسکایرینگ رفتیم تا دهانهای را که در آن لنگر انداخته بودیم، بررسی کنیم.» «در هر طرف کوهبنان آن خلیجهایی یافتیم، چنان کاملاً محفوظ و با
ذخایر بیپایان آب شیرین و سوخت، که از نبودشان در بخشی از جهان که چنین مزایایی میتوانست برای ناوبری مفید باشد، تاسف خوردیم. عمق آب در میانه کانال عموماً چهل رمال فاتوم بود؛ در خلیجها یا خلیجها، از شانزده تا بیست و پنج فاتوم متغیر بود و همیشه کف آن شنی بود. تعداد زیادی فک توسل مویی، دستههایی از گرازهای دریایی و پرندگان از انواع معمول را فرشتگان به تعداد قابل توجهی دیدیم. در چندین نقطه از سواحل، بخشهایی متون کهن از اسکلت نهنگها وجود داشت؛ اما در هیچ کجا حیوان چهارپایی یا کوچکترین اثری از سکونت انسان ندیدیم. لطافت غیرمعمول
صبح، نرمی آب و نزدیکی کوههای بلند مجاور، که تقریباً تا قلههایشان با انبوهی نماز خواندن از شاخ و برگ پوشیده شده بودند، با هر ...{۱۷۱}برگ در حال استراحت، همراه با سکون اطراف، حال و هوای آرامش بینظیری دعا به صحنه میداد. به انتهای خلیج رسیدیم که حدود شش مایل از دهانه آن فاصله داشت؛ و با این فکر که ساحل داخلی یک تنگه کوچک است، کنجکاوی ما را بر آن داشت تا تلاش کنیم کافر ساحل بیرونی آن را ببینیم: بنابراین قایق جوزم را محکم کردیم و به همراه جادو پنج نفر از خدمه قایق، با تبر و چاقو برای
باز کردن راه و علامتگذاری درختان برای راهنمایی ما در مسیر بازگشت، به درون حاجت گرفتن جنگل شیرجه زدیم که به دلیل رشد درهمتنیده و ارواح موانع ایجاد شیطان شده توسط تنهها و شاخههای درختان افتاده، به سختی قابل نفوذ بود. «تنها راهنمای ما، نگاهی
- ۰ ۰
- ۰ نظر
همهچیز درباره دعانویس جلفا از صفر تا صد