چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ | ۱۱:۳۰ ۶ بازديد
جزر و مد سریع، با سرعت حداقل نه گره در ساعت، ما را از تنگه عبور داد و صخرههای فرشته کیپ اورنج را دور زد: دعا پس از آن به سرعت پیش رفتیم و اجنه غیر مسلمان ساعت ده شب کیپ ویرجینز را دور زدیم، و از اینکه تنگه معروف ماگالهانس را پشت ارواح سر گذاشتیم، بدون اینکه انتظار داشته باشیم دوباره آن را ببینیم، کمی خوشحال نبودیم. سفر ما جفر به مونته ویدئو نسبتاً طولانی لنده بود؛ اما ما فقط برای آب دادن به کشتی، در محل همیشگی، در نزدیکی دماغه خسو ماریا، در آنجا معطل شدیم و سپس به سمت
ریودوژانیرو حرکت کردیم، جایی که منتظر رسیدن کشتی بیگل بودیم. نگرانی ما برای امنیت او، در طول بازرسی خطرناکی مانند سواحل تیرا دل جادو سیاه فوئگو، با شنیدن اینکه او به مونته ویدئو رسیده است، خیلی زود برطرف شد؛ و در دوم آگوست، همراه ما در حال ورود به بندر دیده شد؛ وقتی دیدیم که همه چیز به خوبی در کشتی است دعا پیشینه تاریخی و کشتی کوچک کاملاً آماده جادو برای دریانوردی است احضار و در حال عبور از آن، دوباره تجهیز شده است، خوشحال رمل شدیم. {323} فصل هجدهم آخرین طلسم نویس سفر دریایی سقز آدلاید—پورت اوتوی—سن کوئینتین—جزایر مارین—رودخانه یا گذرگاه
ناشناخته—سن تادئو—ایثموس آفکی—سن رافائل—رنجها و مسیر گروه وجر—دهانه کانال—بایرون—چیپ—الیوت—همیلتون—کمپبل—کاسیک سرخپوست—گذرگاه دِسِچو—اوسوریو—جزیره خاویر—تنگه جِسوئیت—گزارش کِرک—جزر و مد شبانه—جزایر گواینکو—محل غرق شدن کشتی وجر—بولکلی و مقدس کامینگز—خلیج اسپیدول—سیبزمینی وحشی بومی—کانال مِزیر—خلیج فِتال—مرگ آقای میلار—کانال فالوُس—بیماری ستوان اسکایرینگ—انگلیش نارو—ماهی—ویگوامها—سرخپوستان—خلیج نماز خواندن لِوِل—برازو آنچو—تنگه اِیر—فک دریایی—کوههای یخی—خلیج واکر—طبیعت وضعیت کشور - عادات بومیان - کمبود جمعیت. اکنون وقایع اصلی آخرین سفر دریایی آدلاید را شرح خواهم داد. صفحات کافران همزاد بعدی شامل گزیدههایی از دفتر خاطرات ستوان اسکایرینگ و همچنین یادداشتهایی از منابع دیگر توسل است. کشتی آدلاید در ۸ دسامبر ۱۸۲۹ از چیلوئه حرکت کرد، در ۱۴ دسامبر به دماغه ترس مونتس رسید و
همان شب در پورت اوتوی لنگر انداخت. ستوان اسکایرینگ در مورد این مکان مینویسد: «بندر اوتوی لنگرگاه خوب، چوب، آب و صدف (مانند ماهیچه و صدف) دارد: اما نه بیشتر. به جز یک یا دو ساحل شنی، به سختی میتوان دیواندره به خشکی رسید؛ پیادهروی در امتداد ساحل غیرممکن است و ورود به این منطقه به دعانویس دلیل انبوه درختان از قله تپهها اعمال صالح تا کنار آب، به سختی امکانپذیر است. هیچ خاکی دیده نمیشود؛ فرشتگان بوتهها و حتی درختان که حاجت گرفتن رشد زیادی دارند، از خزه مقدس یا مواد طلسم گیاهی تجزیهشده سر بر میآورند. آب و هوا کافر
بسیار مرطوب است؛ جز حیوانات دوزیست، حیوانات دیگری دیده نشدهاند که در میان آنها فکهای مویی فراوان بودند. پرندگان بسیار کمی، به جز سارگپه بوقلمون، وجود داشتند؛ و هیچ اثری از انسان نیست؛ در واقع، من باور ندارم که سرخپوستان هرگز ذکر به آنجا بروند -( y ) آنها به ندرت کانالهای مستقیم را ترک میکنند؛ به عنوان اثبات{۳۲۴}که از این تعداد، برخی از اشیاء به جا مانده از کشتی بیگل، در مکانی آشکار، توسط ما دست نخورده پیدا شدند. در طول اقامت آدلاید در پورت اوتوی، دهانههای سمت شرقی تنگه هاپنر مورد بررسی قرار گرفتند، اما مشخص شد که
آنها فقط خلیجهای کوچکی هستند. آقای کرک برخی از علوم غریبه آنها را که بندر ترکمن به نظر میرسید با تنگه سن کوئینتین ارتباط دارند، بررسی کرد؛ اما آنها را صرفاً کانالهایی کلیسا یافت که گروه جزایر دریایی را از هم جدا میکنند، موکل جن [175] به جز جنوبیترین آنها که طلسم ورودی خلیج نیومن است، خلیجی عمیق، بدون ابطال کردن جادو لنگرگاه، اما مملو از آببند مو. از روایت بایرون چنین برمیآید که در جایی در همین حوالی، کانالی وجود دارد که با خلیج سن رافائل، در شرق شبهجزیره ترس مونتس، ارتباط برقرار میکند؛ زیرا راهنمای هندی میخواست قایق جادو سیاه وجر را از آن
عبور دهد، اما شدت جریان مانع او دعانویس شد. کشتی آدلاید در هجدهم از بندر اوتوی حرکت کرد و همان شب طلسم به تنگه سن کوئینتین رسید و در مقابل دهانهای در شمال جزیره ددتری دعاگر لنگر انداخت، که مشخص شد دهانه رودخانه سن تادئو است، رودخانهای قدیس که بایرون و همراهان نگونبختش از مشرکان طریق آن به چیلوئه فرار کردند. رنجهای این گروه، شماره ملا که در روایت بایرون طلسم از دست دادن شرطبندی به طرز تأثیرگذاری توصیف شدهاند، ابجد چنان تأثیر عمیقی بر ذهن ما گذاشت که فکر کردم تلاش برای ردیابی ردپای آنها با هدف این سفر بیربط
نیست. در میان حوادث متعددی که برای آنها رخ داد، عبور از «دِسِچو» یا محل حمل بار بر فراز تنگه نسخ خطی اوفکی، با توجه به تمام شرایط مرتبط با آن، یکی از جالبترین آنهاست. میتوان به یاد داشت که پس از عزیمت کاپیتان چیپ
ریودوژانیرو حرکت کردیم، جایی که منتظر رسیدن کشتی بیگل بودیم. نگرانی ما برای امنیت او، در طول بازرسی خطرناکی مانند سواحل تیرا دل جادو سیاه فوئگو، با شنیدن اینکه او به مونته ویدئو رسیده است، خیلی زود برطرف شد؛ و در دوم آگوست، همراه ما در حال ورود به بندر دیده شد؛ وقتی دیدیم که همه چیز به خوبی در کشتی است دعا پیشینه تاریخی و کشتی کوچک کاملاً آماده جادو برای دریانوردی است احضار و در حال عبور از آن، دوباره تجهیز شده است، خوشحال رمل شدیم. {323} فصل هجدهم آخرین طلسم نویس سفر دریایی سقز آدلاید—پورت اوتوی—سن کوئینتین—جزایر مارین—رودخانه یا گذرگاه
ناشناخته—سن تادئو—ایثموس آفکی—سن رافائل—رنجها و مسیر گروه وجر—دهانه کانال—بایرون—چیپ—الیوت—همیلتون—کمپبل—کاسیک سرخپوست—گذرگاه دِسِچو—اوسوریو—جزیره خاویر—تنگه جِسوئیت—گزارش کِرک—جزر و مد شبانه—جزایر گواینکو—محل غرق شدن کشتی وجر—بولکلی و مقدس کامینگز—خلیج اسپیدول—سیبزمینی وحشی بومی—کانال مِزیر—خلیج فِتال—مرگ آقای میلار—کانال فالوُس—بیماری ستوان اسکایرینگ—انگلیش نارو—ماهی—ویگوامها—سرخپوستان—خلیج نماز خواندن لِوِل—برازو آنچو—تنگه اِیر—فک دریایی—کوههای یخی—خلیج واکر—طبیعت وضعیت کشور - عادات بومیان - کمبود جمعیت. اکنون وقایع اصلی آخرین سفر دریایی آدلاید را شرح خواهم داد. صفحات کافران همزاد بعدی شامل گزیدههایی از دفتر خاطرات ستوان اسکایرینگ و همچنین یادداشتهایی از منابع دیگر توسل است. کشتی آدلاید در ۸ دسامبر ۱۸۲۹ از چیلوئه حرکت کرد، در ۱۴ دسامبر به دماغه ترس مونتس رسید و
همان شب در پورت اوتوی لنگر انداخت. ستوان اسکایرینگ در مورد این مکان مینویسد: «بندر اوتوی لنگرگاه خوب، چوب، آب و صدف (مانند ماهیچه و صدف) دارد: اما نه بیشتر. به جز یک یا دو ساحل شنی، به سختی میتوان دیواندره به خشکی رسید؛ پیادهروی در امتداد ساحل غیرممکن است و ورود به این منطقه به دعانویس دلیل انبوه درختان از قله تپهها اعمال صالح تا کنار آب، به سختی امکانپذیر است. هیچ خاکی دیده نمیشود؛ فرشتگان بوتهها و حتی درختان که حاجت گرفتن رشد زیادی دارند، از خزه مقدس یا مواد طلسم گیاهی تجزیهشده سر بر میآورند. آب و هوا کافر
بسیار مرطوب است؛ جز حیوانات دوزیست، حیوانات دیگری دیده نشدهاند که در میان آنها فکهای مویی فراوان بودند. پرندگان بسیار کمی، به جز سارگپه بوقلمون، وجود داشتند؛ و هیچ اثری از انسان نیست؛ در واقع، من باور ندارم که سرخپوستان هرگز ذکر به آنجا بروند -( y ) آنها به ندرت کانالهای مستقیم را ترک میکنند؛ به عنوان اثبات{۳۲۴}که از این تعداد، برخی از اشیاء به جا مانده از کشتی بیگل، در مکانی آشکار، توسط ما دست نخورده پیدا شدند. در طول اقامت آدلاید در پورت اوتوی، دهانههای سمت شرقی تنگه هاپنر مورد بررسی قرار گرفتند، اما مشخص شد که
آنها فقط خلیجهای کوچکی هستند. آقای کرک برخی از علوم غریبه آنها را که بندر ترکمن به نظر میرسید با تنگه سن کوئینتین ارتباط دارند، بررسی کرد؛ اما آنها را صرفاً کانالهایی کلیسا یافت که گروه جزایر دریایی را از هم جدا میکنند، موکل جن [175] به جز جنوبیترین آنها که طلسم ورودی خلیج نیومن است، خلیجی عمیق، بدون ابطال کردن جادو لنگرگاه، اما مملو از آببند مو. از روایت بایرون چنین برمیآید که در جایی در همین حوالی، کانالی وجود دارد که با خلیج سن رافائل، در شرق شبهجزیره ترس مونتس، ارتباط برقرار میکند؛ زیرا راهنمای هندی میخواست قایق جادو سیاه وجر را از آن
عبور دهد، اما شدت جریان مانع او دعانویس شد. کشتی آدلاید در هجدهم از بندر اوتوی حرکت کرد و همان شب طلسم به تنگه سن کوئینتین رسید و در مقابل دهانهای در شمال جزیره ددتری دعاگر لنگر انداخت، که مشخص شد دهانه رودخانه سن تادئو است، رودخانهای قدیس که بایرون و همراهان نگونبختش از مشرکان طریق آن به چیلوئه فرار کردند. رنجهای این گروه، شماره ملا که در روایت بایرون طلسم از دست دادن شرطبندی به طرز تأثیرگذاری توصیف شدهاند، ابجد چنان تأثیر عمیقی بر ذهن ما گذاشت که فکر کردم تلاش برای ردیابی ردپای آنها با هدف این سفر بیربط
نیست. در میان حوادث متعددی که برای آنها رخ داد، عبور از «دِسِچو» یا محل حمل بار بر فراز تنگه نسخ خطی اوفکی، با توجه به تمام شرایط مرتبط با آن، یکی از جالبترین آنهاست. میتوان به یاد داشت که پس از عزیمت کاپیتان چیپ
- ۰ ۰
- ۰ نظر
همهچیز درباره دعانویس جلفا از صفر تا صد