یزد

بو چوب

یزد

۹ بازديد
داشتند. از آنجایی که این روز، روز تولد ولیعهد بود، صبح با به جادو و طلسمات صدا درآمدن ناقوس‌ها آغاز شد و پرچم بر فراز طلسم برج کلیسا برافراشته شد. دو گاو نر، به عنوان قربانی داوطلبانه ، در حال کباب شدن کامل در سطح شهر هستند. چنین شلوغی دلپذیری مانند این شهر در حال حاضر نمایشگاه‌ها، دعا قبلاً هرگز اینجا دیده نشده بود. کار کاملاً رها شده و لذت، دستور کار همیشگی روز است. ساعت ده صبح، کشتی جنگی اوتر ، که با رنگ‌های تمام ملت‌ها تزئین شده بود، پرچم سلطنتی را در بندر اصلی یزد دعا برافراشت و با شلیک توپ‌هایش این رویداد را اعلام کرد.

گالانت و کالیپسو ، تیپ‌های مسلح، و دعا قایق تفریحی ارل کریون نیز با رنگ‌ها آراسته شده بودند. تقریباً در همین زمان، کارابینرهای شورهام و دراگون‌های چهارم، به سمت شمال و جنوب شهر به سمت داونز حرکت کردند. توپخانه، دراگون‌های پادشاه و شبه‌نظامیان ناتینگهام و گلاسترشر جنوبی، از ساعت چهار صبح طلسم نویس مسلح شده بودند. ساعت دوازده و نیم، شاهزاده ولز، در مقام فیلد جادو و طلسمات مارشال، با نشان ستاره‌ای بر سینه‌اش، به همراه برادران سلطنتی‌اش و گروه بی‌شماری از اشراف همدان و غیره، سوار بر یک زره‌پوش خاکستری رنگ که با لباس‌های مجلل آراسته شده بود، پاویون را به مقصد داونز ترک کرد.

برادران سلطنتی همگی در هنگ‌هایی با ستاره‌هایی بر سینه‌هایشان بودند. دوک ساسکس بهترین دعانویس شهر یونیفرم هایلند خود را به تن داشت. ارل مویرا، ژنرال وایت، کنت بوژوله، لرد ای. سامرست، ارل باریمور طلسم و غیره در سوئیت شاهزاده بودند. لیدی هاگرستون و خانم سیمور، لرد صدراعظم، لرد هدفورت، آقای شریدان و خانم اسمیت در لاندو شاهزاده بودند. خانم فیتزهربرت به دلیل کسالت در خانه‌اش بستری بود. «به محض اینکه دسته طلسم سواره نظام سلطنتی توسط نظامیان مستقر در داونز مشخص شد، تیرهای اراک علامت‌دهنده شلیک شدند و تمام تنظیمات لازم برای استقبال از بهترین دعانویس شهر آنها، فوراً انجام شد. دسته سلطنتی اکنون پیشروی کرد و از مرکز خط عبور کرد و هر هنگ در حال ادای احترام نظامی بود.» و دسته‌های موسیقی به نوبت «خدا پادشاه را حفظ کند» را می‌نواختند.

پس از رسیدن به انتهای صف، دسته سواره نظام برگشت و فرمانده کل قوا و ستاد در مرکز صف قرار گرفتند، شاهزاده و دیگر دوک‌های سلطنتی جادو و طلسمات رو به آنها. اکنون تمام صف به شاهزاده ادای احترام کردند. این پایان یافت، صف به ترتیب از کنار شاهزاده گذشت تا زمان را کند کند؛ دسته‌های هر هنگ دور می‌زدند و می‌نواختند تا هنگی که به آن متصل بودند، عبور کند. هنگ‌ها دوباره به سرعت عبور کردند، دوک یورک و غیره، در کنار شاهزاده ولز مستقر شده بودند. صف دوباره تشکیل شد، زمانی که یک آتش‌بازی ساوه با صدای بسیار بلند شلیک شد.

هوراها و «خدا پادشاه را حفظ کند» این مراسم را در این روز، روی تپه، زمانی دعا که سیگنالی در تلگراف برای ادای احترام کشتی‌ها به طلسم نویس اهتزاز درآمد، به پایان رساندند که فوراً طلسم نویس اطاعت شد؛ و هر خانه‌ای در شهر از انفجار لرزید. شاهزاده‌ها حدود ساعت سه و نیم به پاویون بازگشتند. ساعت شش، تمام شکوه و جلال برایتون برای صرف شام در پاویلیون گرد هم آمدند. عصر سه‌شنبه. - جمعیت حاضر در طبقه همکف به هزاران نفر جادو و طلسمات می‌رسد؛ و قصاب اعلیحضرت، راسل، با کت سفید، آستین‌های کرمان مزین به روبان‌های نخودی و آبی، و شال آبی رنگی که روی آن نوشته شده «زنده باد برادران سلطنتی»، با پیش‌بند سفید و فولاد و کلاهی مجلل، به تراشکار بزرگ علامت داده تا وظیفه‌اش را انجام دهد.

تشویق‌های جمعیت کرکننده است و اکنون همه چیز گیجی، انتظار و شادی است. شبه‌نظامیان ناتینگهام، که اردوگاهشان در مجاورت آشپزخانه‌های عمومی است، بازیگران پرکاری در این صحنه هستند. آنها خود را مردانه و با شور و شوق فراوان متمایز می‌کنند. پس از مبارزات سخت برای پیروزی، آنها پیروزمندانه به چادرهایشان منتقل می‌شوند. در میان گروه باشکوه پاویون، شش برادر سلطنتی، لرد صدراعظم، ارل طلسم نویس مویرا، کنت بوژوله، آقای شریدان، آقای تیرنی، به همراه جمع کثیری از افراد، که از نظر رتبه و استعدادهایشان برجسته‌ترین بودند، حضور دارند. دو گروه موسیقی، گروه موسیقی شاهزاده و گروه موسیقی گلاستر جنوبی، به طور متناوب در چمنزار اجرا می‌کنند.

خیابان استاین مملو از عابران پیاده است. شهر عموماً روشن است؛ کتابخانه‌های پولارد و دونالدسون، هر دو، ظاهری بسیار درخشان دارند. تئاتر، سالن فیشر، آقای راسل، کشتی قدیمی، بهترین دعانویس شهر مسافرخانه جدید، دفاتر کالسکه، بلیکر، الکساندر و بخش بزرگی از خانه‌های پایین خیابان شمالی نیز با سبکی بسیار درخشان روشن شده‌اند.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.