دماوند

بو چوب

دماوند

۹ بازديد
درخشش مقدس خانه‌ی شاد خودش محصور می‌کند، می‌کشم. بگذارید او را همانجا، درون حجاب، درون حجاب، رها کنیم. ضمائم [ویژه معلمان مدارس.] از آنجایی که در ابتدای این داستان با مقدمه‌ای کسی را آزرده خاطر نکردم، به خودم اجازه می‌دهم طلسم نویس در پایان آن چند نکته را مرور کنم. اگر تکامل «داد» کند به نظر رسیده است، یا اگر گاهی اوقات به نظر رسیده است، گویی زندگی که رشد آن را دنبال کرده‌ام، از سطح بسیار پایینی آغاز شده و تقریباً به طور نامحسوس پیشرفت کرده است، بگذارید دماوند به خاطر داشته باشیم دعا که این مسیر عادی طبیعت است. این راه دنیاست.

از نطفه اولیه تا روح یک انسان، مسافتی بسیار بسیار طولانی جادو و طلسمات است؛ و اغلب و جادو و طلسمات اغلب، در مسیر صعودی زندگی، به نظر می‌رسد که مسیر به خودی خود می‌پیچد و به عقب می‌رود. در زندگی هر کسی که سرانجام به هدف می‌رسد نیز چنین است. راه پیروزی نهایی با توالی پیشروی‌ها، نبردها و عقب‌نشینی‌ها مشخص می‌شود. این نیز مقدر شده است. بدن فیزیکی انسان، از زمان پیدایش تا پایان عمرش، از تمام مراحل متنوع طلسم نویس زندگی حیوانی دعا - نطفه، سلول و تغییراتی که این مراحل در وجود حیوانی متحمل می‌شوند - عبور می‌کند - یعنی انسان، به عنوان بالاترین شکل زندگی مادی، در بدن خود نشانه‌هایی از تمام شرایط نسیم شهر قبلی را به همراه دارد.

با این حال، در بدن معنوی خود، هر فرد دعا نمونه‌ای از "تمام جهان از آغاز حیات" است و هر روح باید از اولین انسان، آدم، تا روح زنده طلسم شده‌ی یک پسر خدا را در بر بگیرد. افرادی که وظیفه‌شان پرورش روح‌های انسانی است، باید این را به خاطر داشته باشند. باز هم: چگونگی کمک به بشریت ضعیف و وسوسه شده برای ساختن، قوی کردن و قادر ساختن آن در برابر وسوسه، مشکلی است که هنوز به طور کامل حل نشده است. آیا بهتر است نمونه‌ای وحشتناک را در مقابل دیدگان رنج‌دیدگان قرار دهیم و به آنها اطمینان دهیم که در صورت ادامه‌ی چنین مسیری در زندگی، به نتیجه‌ای مشابه در حرفه‌ی خود خواهند رسید؟ آیا بهتر است به موفقیتی که برخی از مردان وسوسه‌شده ری و شکنجه‌شده، از طریق

راه‌های انحرافی که از میان شعله و تاریکی عبور کرده‌اند و قربانیان تنها از طریق آتش، مانند داغ‌هایی که از میان آتش کنده می‌شوند، فرار کرده‌اند، اشاره کنیم؟ کدام یک از این راه‌ها بهتر است، فقط خدا می‌داند و هرگز آشکار نکرده است. با این حال، کافی است به یاد داشته باشیم که استاد نیز مانند ما از هر نظر وسوسه شد، و اینکه در مورد مقدسین در جلال گفته شده است که آنها از طریق مصیبت بزرگ به پاداش خود رسیدند. هیچ مصیبتی بزرگتر از این نیست که کسی با طبیعتی ذاتاً نادرست، دمدمی مزاج، پرشور، و عجول به دنیا بیاید - در یک کلام، طبیعتی مانند «داد» که به طور طبیعی داشت - طبیعتی بسیار دور از خط حقیقت و درستی؛ طبیعتی مانند آنچه بسیاری از ورامین پسران در

این دنیای پهناور ما با آن متولد می‌شوند. هدایت ایمن ارواحی که بدین ترتیب در دام فساد گرفتار شده‌اند به بندر آرامش، وظیفه‌ای است که خدایان و انسان‌ها باید - اگر بتوانند - آن را هدایت کنند. احتمال غرق شدن بسیار زیاد است؛ اما دعا گاهی اوقات بهترین دعانویس شهر بندر ساخته می‌شود، خدا را شکر! به نظرم بهتر بود داستان یکی از این سفرهای زندگی را تعریف کنم. نمی‌توان انکار کرد که این سفر، سفری خطرناک بود، سفری که احتمالاً از هر صد کشتی که قصد انجام دعا آن را داشتند، نود و نه کشتی را نابود قرچک می‌کرد؛ با این حال، طلسم با وجود همه این‌ها، سفری که از سر گذرانده، مایه خوشحالی است.

من می‌دانم که «داد» ویور شانس‌های طلسم نویس بیشتری نسبت به آنچه هر فردی منطقاً انتظار دارد، داشته است. اما گاهی اوقات، حتی تا طلسم سر حد اسراف، مشیت الهی در فرصت‌ها سخاوتمند است. «داد» بدون شک، بهترین دعانویس شهر در چارچوب دقیق عدالت، شانس‌های بیشتری نسبت به آنچه که باید می‌داشت، داشته است؛ اما همه بهترین دعانویس شهر ما جادو و طلسمات باید به همان اتهام، کم و بیش، اعتراف کنیم. با این حال، احتمالاً هیچ فرصتی بیش از آنچه برای رساندن ما به سلامت به پایان سفرمان لازم بوده، به ما داده نشده است. «یک الوهیت وجود دارد که طلسم اهداف ما را شکل می‌دهد.» خوشحالم که «داد» ویور جادو و طلسمات به اندازه‌ی تمام فرصت‌هایی که داشت، فرصت داشت.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.