جمعه ۰۱ اسفند ۰۴ | ۱۱:۵۸ ۶ بازديد
دست به عمل بزنند.» در محاکمه شریدان و *******وان، دو نماینده کاتولیک، او جادو و طلسمات به گرمی علیه کلانتر و دیگران که در هیئت منصفه دخالت میکردند صحبت کرد و توسط هیئت منصفه مورد بازخواست قرار گرفت. او با گفتن «جایی که قلب و فهم با هم باشند، حفظ مرزها دشوار است» و غیره، خود را تبرئه کرد. هیجان زیادی از تلاش برای سرکوب آزادی بیان حاکم شد، که در بحبوحه آن پرسی بیش شلی به دوبلین آمد و تا حد زیادی با کمک صدا و قلم، بحران را تاریخی کرد. آقای پول در پارلمان اعلام کرد که «اگر آقایان درچه مباحث کمیته کاتولیک را بخوانند، جدایی را آشکارا و طلسم نویس به وضوح توصیه شده خواهند یافت.» اوکانل، بهترین دعانویس شهر در طلسم 29 فوریه 1812، پاسخ داد: «چرا، سرورم، این یک اتهام مستقیم
خیانت جادو و طلسمات بزرگ است، و هر کسی را که بخواهد آن را به من نسبت دهد، با زشتترین دعا القاب سرزنش میکنم. من کوچکترین مدرکی را که برای اثبات صحت آن ارائه شود، رد میکنم.» دوک ریچموند، که در آن زمان نایبالسلطنه بود، نامهای مفصل به وزیر کشور مینویسد، از «اطلاعات محرمانه» خود صحبت میکند و کابینه را به وجد میآورد.[506] در همان سال بود راوند که راجر اوکانر، اهل قلعه دانگان - پدر فیرگوس، نماینده ناتینگهام - رهبری گروهی از خدمتکاران بیادب را بر عهده گرفت و کالسکه پستی گالوی را در کاپاگ هیل سرقت کرد. اگرچه او تا حدودی احمق بود، اما در سیستم خود روش خاصی داشت و وقتی پنج سال بعد، خود را در نیوگیت زندانی یافت و منتظر پیگرد قانونی طولانی مدت بود، به وکیل خود،
به نام مگوایر، دستور داد تا یک پرونده ساختگی، شامل یک خط دفاعی دروغین، تنظیم کند و آن را نزد مکنالی مطرح کند، با این فرض که او شخصی را که دعا قرار بود موکلش باشد به تاج و تخت لو خواهد داد. پیگرد قانونی به طرز عجیبی شکست خورد و اوکانر، اگرچه به شدت گناهکار بود، تبرئه شد.[507] این محاکمه در سال 1817 انجام شد: [صفحه ۲۰۲]کمی بعد، مرگ کوران قهدریجان اتفاق افتاد. مردی به نام وارینگ به جرم شهادت دروغ متهم شده بود. مکنالی در حالی که میگفت: «از دست دادن اولین دوستم مرا افسرده کرده و دیگر توانی برای این کار ندارم.
اما میخواهم انگ اجتماعی که به موکلم زده شده را از بین ببرم، هرچند که در این مخمصه بمیرم.»[508] خواندن نامههای مکنالی به کوران جالب خواهد بود؛ عروسش مینویسد: «اما، آنها توسط شوهر مرحومم نابود جادو و طلسمات شدند، وقتی که از دانستن چهرهی دوگانهای که مکنالی سالها به عنوان دوست پدرش داشته، منزجر شد.»[509] اگرچه نامههای مکنالی از بین رفتهاند، اما برخی از نامههای خاص کوران به او توسط جاسوس به زندگینامهنویس کوران ارائه شده است. مکنالی تلاش مداومی برای پیوند زدن خود با داران شهرت و نام کوران داشت. یک سند تأثیرگذار در عاشقانههای زندگی واقعی، نامهای است که کوران در سال ۱۸۱۰ به مکنالی نوشته است.
او ابراز نگرانی مهربانی برای بهبود سلامتی دوست دروغین خود نشان میدهد و به ملاقات آیندهشان اشاره میکند که در آن دیگر خبری از راز و غم نخواهد بود. گادوین، خیابان اسکینر، پلاک ۴۱، لندن. مک طلسم عزیز،... خوشحالم که میشنوم در اولد اورچارد بیرون میروی؛ مطمئناً عاقلانه نیست که از چنین انگیزهای برای ورزش و از مزیت مطلق بودن در هوای خوب، صرف نظر میکنی. من بدون اینکه از خودت نام ببرم، در مورد عادتت صحبت میکردم. من بیشتر متقاعد شدهام که تو و ایگان[510] به اندازه کافی از مشروبات الکلی فولاد شهر ضعیف نمی ترسند.[511] من از روی آزمایش میتوانم بگویم که اصلاح یک عادت بد چقدر آسان است.
برعکس، طبیعت ضعیف[صفحه بهترین دعانویس شهر ۲۰۳]-مانند معشوقهای که مورد سوءاستفاده قرار گرفته است- از پاسخ مهربانی ما خوشحال میشود و طلسم مشتاق است با نشان دادن اینکه چقدر خوب از پسِ آن برمیآید، قدردانی خود را از این بازگشت نشان دهد. من بیشتر نگران این نکته هستم که این تغییر را اعمال نکنم، تغییری که میبینم باعث میشود در بهشت جادو و طلسمات بیشتر از آنچه که انتظار داشتند منتظر بمانم. اگر بهانهای برای معطلی پیدا نکنی، هیچ شانسی برای رساندن من به کشتی نداری؛ و حقیقت این است که طلسم نویس من دوست ندارم دوستان قدیمیام زنده جادو و طلسمات بمانند. من تا حدودی تمایل دارم که آرزوی شهرت پس از مرگ داشته باشم؛ و اگر تو زودتر از من بروی، یکی از غیرقابل جبرانترین شیپورزنانم را از دست خواهم داد.
خیانت جادو و طلسمات بزرگ است، و هر کسی را که بخواهد آن را به من نسبت دهد، با زشتترین دعا القاب سرزنش میکنم. من کوچکترین مدرکی را که برای اثبات صحت آن ارائه شود، رد میکنم.» دوک ریچموند، که در آن زمان نایبالسلطنه بود، نامهای مفصل به وزیر کشور مینویسد، از «اطلاعات محرمانه» خود صحبت میکند و کابینه را به وجد میآورد.[506] در همان سال بود راوند که راجر اوکانر، اهل قلعه دانگان - پدر فیرگوس، نماینده ناتینگهام - رهبری گروهی از خدمتکاران بیادب را بر عهده گرفت و کالسکه پستی گالوی را در کاپاگ هیل سرقت کرد. اگرچه او تا حدودی احمق بود، اما در سیستم خود روش خاصی داشت و وقتی پنج سال بعد، خود را در نیوگیت زندانی یافت و منتظر پیگرد قانونی طولانی مدت بود، به وکیل خود،
به نام مگوایر، دستور داد تا یک پرونده ساختگی، شامل یک خط دفاعی دروغین، تنظیم کند و آن را نزد مکنالی مطرح کند، با این فرض که او شخصی را که دعا قرار بود موکلش باشد به تاج و تخت لو خواهد داد. پیگرد قانونی به طرز عجیبی شکست خورد و اوکانر، اگرچه به شدت گناهکار بود، تبرئه شد.[507] این محاکمه در سال 1817 انجام شد: [صفحه ۲۰۲]کمی بعد، مرگ کوران قهدریجان اتفاق افتاد. مردی به نام وارینگ به جرم شهادت دروغ متهم شده بود. مکنالی در حالی که میگفت: «از دست دادن اولین دوستم مرا افسرده کرده و دیگر توانی برای این کار ندارم.
اما میخواهم انگ اجتماعی که به موکلم زده شده را از بین ببرم، هرچند که در این مخمصه بمیرم.»[508] خواندن نامههای مکنالی به کوران جالب خواهد بود؛ عروسش مینویسد: «اما، آنها توسط شوهر مرحومم نابود جادو و طلسمات شدند، وقتی که از دانستن چهرهی دوگانهای که مکنالی سالها به عنوان دوست پدرش داشته، منزجر شد.»[509] اگرچه نامههای مکنالی از بین رفتهاند، اما برخی از نامههای خاص کوران به او توسط جاسوس به زندگینامهنویس کوران ارائه شده است. مکنالی تلاش مداومی برای پیوند زدن خود با داران شهرت و نام کوران داشت. یک سند تأثیرگذار در عاشقانههای زندگی واقعی، نامهای است که کوران در سال ۱۸۱۰ به مکنالی نوشته است.
او ابراز نگرانی مهربانی برای بهبود سلامتی دوست دروغین خود نشان میدهد و به ملاقات آیندهشان اشاره میکند که در آن دیگر خبری از راز و غم نخواهد بود. گادوین، خیابان اسکینر، پلاک ۴۱، لندن. مک طلسم عزیز،... خوشحالم که میشنوم در اولد اورچارد بیرون میروی؛ مطمئناً عاقلانه نیست که از چنین انگیزهای برای ورزش و از مزیت مطلق بودن در هوای خوب، صرف نظر میکنی. من بدون اینکه از خودت نام ببرم، در مورد عادتت صحبت میکردم. من بیشتر متقاعد شدهام که تو و ایگان[510] به اندازه کافی از مشروبات الکلی فولاد شهر ضعیف نمی ترسند.[511] من از روی آزمایش میتوانم بگویم که اصلاح یک عادت بد چقدر آسان است.
برعکس، طبیعت ضعیف[صفحه بهترین دعانویس شهر ۲۰۳]-مانند معشوقهای که مورد سوءاستفاده قرار گرفته است- از پاسخ مهربانی ما خوشحال میشود و طلسم مشتاق است با نشان دادن اینکه چقدر خوب از پسِ آن برمیآید، قدردانی خود را از این بازگشت نشان دهد. من بیشتر نگران این نکته هستم که این تغییر را اعمال نکنم، تغییری که میبینم باعث میشود در بهشت جادو و طلسمات بیشتر از آنچه که انتظار داشتند منتظر بمانم. اگر بهانهای برای معطلی پیدا نکنی، هیچ شانسی برای رساندن من به کشتی نداری؛ و حقیقت این است که طلسم نویس من دوست ندارم دوستان قدیمیام زنده جادو و طلسمات بمانند. من تا حدودی تمایل دارم که آرزوی شهرت پس از مرگ داشته باشم؛ و اگر تو زودتر از من بروی، یکی از غیرقابل جبرانترین شیپورزنانم را از دست خواهم داد.
صدرا