یکشنبه ۰۳ اسفند ۰۴ | ۱۴:۳۶ ۵ بازديد
خانه میروند. موسیقی جذابیتهایی دارد که میتواند این حیوان وحشی را آرام کند، و همچنین قدرت شگفتانگیزی در از بین بردن خشم بقال و نقاش و فیلبان موتور بنزینی کارخانه آب دارد. هیچوقت به اندازه اولین باری که با پسرها راه افتادم و در ردیف عقب گروه کنار درامز در خیابان قدم زدم، احساس غرور و بزرگی نکردم. عضوی با جایگاه اجتماعی خوب، و هر بار که از زیر سیم تلفن رد میشدم، جاخالی میدادم تا کلاهم خراشیده نشود. هرگز انتظار ندارم دوباره آن حس غرور و بزرگی را تجربه کنم. اما یک جاهطلبی دارم. اگر روزی آنقدر مشهور و موفق شوم که وقتی برای دیدن پدر و مادر مغرور و شادم به هومبورگ برمیگردم و از قطار ۴:۱۱ پیاده میشوم، گروه موسیقی گلبهار دریایی هومبورگ را آنجا ببینم که به
استقبالم میآیند، میدانم که کارم طلسم را درست انجام دادهام و راضی خواهم بود. تنها چیزی که در جاهطلبیام مرا تشویق میکند،[صفحه ۱۹۹]اینکه وقتی من رفتم، گروه برای اجرا پایین نیامد. میدونی جیم، بهترین دعانویس شهر این خندهدارترین چیزه - اونایی که ما اون بیرون شهر با کلی افتخار اجرا کردیم، هیچوقت اونایی نبودن که یه جورایی بعدش اومدیم پایین قطار تا همدیگه رو ببینیم. اما فکر کنم ما تنها آدمهای بد حدسزن دنیا نبودیم. [صفحه ۲۰۰] نهم بازی اتومبیلرانی در هومبورگ سیاست را از موضوع گناباد بحث کنار گذاشته است یه لحظه صبر کن جیم. میخوام یه نگاهی به این ماشین جادو و طلسمات بندازم...
بله، میدونم این ششمین ماشینیه که تو هفت بلوک دورش میچرخم، اما شنبه عصر وقت رفتن به یه نیویورکی چقدره؟ این ماشین کوچولوی خوشقیافه که کیلومترها میره بالا، دنده برقی داره و میخوام از راننده بپرسم که ازش خوشش میاد. به بهترین دعانویس شهر اد سامرز قول داده طلسم نویس بودم که این کار رو میکنم. ... میگوید اگر ولتاژش پایین باشد، کمی هنگ میکند. این چیزی است که من از آن میترسم—وای! یک جکاسنایپ جدید با نورافکن وسط آمده. هرگز برای جادههای ناهموار مناسب نیست. جیم، از چناران چرخهای سیمی خوشت میآید؟ فکر کنم برای کشیدگیهای طلسم جانبی بد باشد.[صفحه ۲۰۱]به آن لامپهای توکارِ زمخت نگاه کنید.
به صدای خرخر دعا موتور گوش دهید - شرط میبندم دو چرخه است. مثلاً، خیابان پنجم واقعاً خیابان فوقالعادهای است! میتوانم یک ماه اینجا بالا و پایین بروم. یک بتلکس نو طلسم هست - نمیدانم آیا آن دو دیفرانسیل سرعت قرار است طلسم نویس کار کنند یا نه. خیلی خب، جیم، با اکراه ساکت میشوم و مدتی توجهم را به دعا شنلهای ماهیرنگ و جورابهای سبز معطوف میکنم. یادم رفته بود که تو علاقهی عمیق و پایداری به ماشینها نداری. تنها چیزی که برای تو اهمیت دارد، چیزی است که سوارش شوی، اما سرخس برای من به اندازهی یک مجلهی جدید جالب هستند.
از وقتی اینجا آمدهام، حدود دعا چهار روز را در غرفههای فروش گذراندهام و وقتی به خانه برسم، تا زمانی که تمام اطلاعاتی را که جمعآوری کردهام به دیگران منتقل کنم، مرکز توجه نفسگیر خواهم بود. میتوانم بدون هیچ اطلاعاتی در مورد نمایشگاههای جدید یا کمپین شهری برگردم، اما اگر بدون انبوهی از شایعات در مورد ماشین برگردم، اخراج میشوم.[صفحه بهترین دعانویس شهر ۲۰۲]به دلیل بیکفایتی فاحش از جادو و طلسمات سوی انجمن مشاوران آماتور در گاراژ گیلی. فکر کردی گفتم ماشین ندارم؟ گفتم و میتوانم ثابتش لردگان کنم. اما فکر میکنی این در هومبرگ فرقی میکند؟ طلسم نویس اینجا ماشین طرف مقابل بهترین دعانویس شهر به خودش مربوط است.
اما در هومبرگ، ماشین به همه مربوط است. مثل روزنامه هفتگی، یا وزیر جدید، یا آخرین عروسی است - یک دارایی مشترک است. از وقتی بنزین خانگی شده، همه ما مشتاقش هستیم، دعا چه مشتری باشیم چه نباشیم. مردی که نمیتواند در مورد ماشین صحبت کند، به اندازه مردی که نمیتواند در یک باشگاه روستایی گلف بازی کند، تنهاست. تقریباً تنها کاری که برایش باقی مانده این است که دنبال رئیس پست، فلینت، بگردد و در مورد سیاست صحبت کند. فلینت باید در مورد همه سیاستهای ما صحبت کند؛ این چیزی طلسم نویس است که برایش پول داده شده، اما برایش خیلی سخت است چون خودش بهار گذشته یک ماشین جدید خریده است.
نه، اشتباه جادو و طلسمات حدس زدی، جیم. خودکار[صفحه ۲۰۳]موبایل در هومبرگ چیز عجیبی نیست. در نیویورک چند تا هست؟ مثلاً هشتاد هزار تا. یکی برای هر شصت نفر. هومبرگ دو هزار و پانصد نفر جمعیت و صد دستگاه دارد، با احتساب ماشین قدیمی تکلنگر سیم اسکینسون و طلسم دستگاه پوستکن ذرت اصلاحشده رد نولان که از انباری پشت گاراژ گیلی ساخته شده. یعنی برای هر بیست و پنج نفر یک
استقبالم میآیند، میدانم که کارم طلسم را درست انجام دادهام و راضی خواهم بود. تنها چیزی که در جاهطلبیام مرا تشویق میکند،[صفحه ۱۹۹]اینکه وقتی من رفتم، گروه برای اجرا پایین نیامد. میدونی جیم، بهترین دعانویس شهر این خندهدارترین چیزه - اونایی که ما اون بیرون شهر با کلی افتخار اجرا کردیم، هیچوقت اونایی نبودن که یه جورایی بعدش اومدیم پایین قطار تا همدیگه رو ببینیم. اما فکر کنم ما تنها آدمهای بد حدسزن دنیا نبودیم. [صفحه ۲۰۰] نهم بازی اتومبیلرانی در هومبورگ سیاست را از موضوع گناباد بحث کنار گذاشته است یه لحظه صبر کن جیم. میخوام یه نگاهی به این ماشین جادو و طلسمات بندازم...
بله، میدونم این ششمین ماشینیه که تو هفت بلوک دورش میچرخم، اما شنبه عصر وقت رفتن به یه نیویورکی چقدره؟ این ماشین کوچولوی خوشقیافه که کیلومترها میره بالا، دنده برقی داره و میخوام از راننده بپرسم که ازش خوشش میاد. به بهترین دعانویس شهر اد سامرز قول داده طلسم نویس بودم که این کار رو میکنم. ... میگوید اگر ولتاژش پایین باشد، کمی هنگ میکند. این چیزی است که من از آن میترسم—وای! یک جکاسنایپ جدید با نورافکن وسط آمده. هرگز برای جادههای ناهموار مناسب نیست. جیم، از چناران چرخهای سیمی خوشت میآید؟ فکر کنم برای کشیدگیهای طلسم جانبی بد باشد.[صفحه ۲۰۱]به آن لامپهای توکارِ زمخت نگاه کنید.
به صدای خرخر دعا موتور گوش دهید - شرط میبندم دو چرخه است. مثلاً، خیابان پنجم واقعاً خیابان فوقالعادهای است! میتوانم یک ماه اینجا بالا و پایین بروم. یک بتلکس نو طلسم هست - نمیدانم آیا آن دو دیفرانسیل سرعت قرار است طلسم نویس کار کنند یا نه. خیلی خب، جیم، با اکراه ساکت میشوم و مدتی توجهم را به دعا شنلهای ماهیرنگ و جورابهای سبز معطوف میکنم. یادم رفته بود که تو علاقهی عمیق و پایداری به ماشینها نداری. تنها چیزی که برای تو اهمیت دارد، چیزی است که سوارش شوی، اما سرخس برای من به اندازهی یک مجلهی جدید جالب هستند.
از وقتی اینجا آمدهام، حدود دعا چهار روز را در غرفههای فروش گذراندهام و وقتی به خانه برسم، تا زمانی که تمام اطلاعاتی را که جمعآوری کردهام به دیگران منتقل کنم، مرکز توجه نفسگیر خواهم بود. میتوانم بدون هیچ اطلاعاتی در مورد نمایشگاههای جدید یا کمپین شهری برگردم، اما اگر بدون انبوهی از شایعات در مورد ماشین برگردم، اخراج میشوم.[صفحه بهترین دعانویس شهر ۲۰۲]به دلیل بیکفایتی فاحش از جادو و طلسمات سوی انجمن مشاوران آماتور در گاراژ گیلی. فکر کردی گفتم ماشین ندارم؟ گفتم و میتوانم ثابتش لردگان کنم. اما فکر میکنی این در هومبرگ فرقی میکند؟ طلسم نویس اینجا ماشین طرف مقابل بهترین دعانویس شهر به خودش مربوط است.
اما در هومبرگ، ماشین به همه مربوط است. مثل روزنامه هفتگی، یا وزیر جدید، یا آخرین عروسی است - یک دارایی مشترک است. از وقتی بنزین خانگی شده، همه ما مشتاقش هستیم، دعا چه مشتری باشیم چه نباشیم. مردی که نمیتواند در مورد ماشین صحبت کند، به اندازه مردی که نمیتواند در یک باشگاه روستایی گلف بازی کند، تنهاست. تقریباً تنها کاری که برایش باقی مانده این است که دنبال رئیس پست، فلینت، بگردد و در مورد سیاست صحبت کند. فلینت باید در مورد همه سیاستهای ما صحبت کند؛ این چیزی طلسم نویس است که برایش پول داده شده، اما برایش خیلی سخت است چون خودش بهار گذشته یک ماشین جدید خریده است.
نه، اشتباه جادو و طلسمات حدس زدی، جیم. خودکار[صفحه ۲۰۳]موبایل در هومبرگ چیز عجیبی نیست. در نیویورک چند تا هست؟ مثلاً هشتاد هزار تا. یکی برای هر شصت نفر. هومبرگ دو هزار و پانصد نفر جمعیت و صد دستگاه دارد، با احتساب ماشین قدیمی تکلنگر سیم اسکینسون و طلسم دستگاه پوستکن ذرت اصلاحشده رد نولان که از انباری پشت گاراژ گیلی ساخته شده. یعنی برای هر بیست و پنج نفر یک
صدرا